آهای غریبه... تو که در حصار کلماتت اسیری... به اینجا که رسیدی، سکوت کن... بگذار تو نیز چون من، دنیای نهفته ای برای گفتن داشته باشی.... بگذار در طلوع آزادی، نفس های حبسمان، بوی رهایی گیرند و تو شریک واژه هایم شوی... راستی! از اینجا که می گذری، زیاد هم دلت برایم نسوزد... در این جنگل پر هیاهو ما هم آزادی داریم... آزادی سکوت!